آکنده از خــــزانم ،دیرآمدی غریبه
یخ بسته استخوانم،دیرآمدی غریبه

ای آشنای دیرین در فصل بی کسی ها
پژمرده جـــسم وجانم،دیرآمدی غریبه

آخر رسیدی اما در این همه سیاهی
گــم کرده ای نشانم،دیرآمدی غریبه

آخر رسیدی اما،من زیر گام های
بی رحم این و آنم،دیرآمدی غریبه

ای مژده رهایی!من با تمام هستی
درچنگ دشمنانم،دیرآمدی غریبه

گفتم اگربیایی من با تو هستم اما
دیگرنمی توانم،دیرآمدی غریبه

آخرچگونه با ایــن،بی خویشتن غریبه
باورکنـــم همانـــــــــم،دیرآمدی غریبه

ای نوبهار جان بخش! ای عشق بی محابا
آکنـــــــــــــــده از خزانم،دیرآمدی غریبه

مهربد
ازکتاب "باش"