تو هرگز بدن نبوده ای و هرگز یک بدن نخواهی شد .
تو هوشیاری خالص , حقیقت مطلق هستی .
هنگامیکه راجع به این چیزها فکر کنی , به آن‌هاتبدیل می‌شوی .
بدترین چیزی که می‌توانی انجام دهی این است که درباره ی اضطراب‌ها و نگرانیها فکر کنی .
همیشه به قلب , به خویش , به آن چیزی که ابدی است بیاندیش .
اگر که تو درباره ی هر چیز دیگری فکر کنی , این فقط گذراست , می‌آید و می‌رود .
بهترین چیزها , بدترین چیزها , می‌آیند و می‌روند. فقط به خویش , به دل فکر کن .
این حقیقت تو , زیبایی تو , فرهمندی توست .

رابرت آدامز
از کتاب Take Refuge In Your Heart

وقتی کسی به تو می‌گوید , " من ترا دوست دارم "
و تو بعدش حس می‌کنی " اوه از همه گذشته 
من باید با‌ ارزش باشم "
 این یک توهم است .
این حقیقت ندارد .

یا کسی می‌گوید " من از تو متنفرم " 
و تو فکرمی‌کنی 
" اوه می‌دانستم که خیلی با‌ ارزش نیستم "
این هم حقیقت ندارد .

هیچکدام از این افکار
کوچکترین واقعیت ذاتی در خود جای نمی دهند.
 آن‌ها یک پوشش هستند .

وقتی کسی می‌گوید " من ترا دوست دارم "
او به تو در باره ی خودش حکایت می‌کند , نه تو .

وقتی کسی می‌گوید " من از تو متنفرم "
او درباره ی خودش حکایت می‌کند , نه تو .

دنیانگری عیناً خود نگری هستند .

آدیا شانتی

When someone tells you, “I love you,” and then you feel,
“Oh, I must be worthy after all,” that’s an illusion.
That’s not true.

Or someone says, “I hate you,” and you think,
“Oh, God, I knew it; I’m not very worthy,”
that’s not true either.

Neither one of these thoughts hold any intrinsic reality.
They are an overlay.

When someone says, “I love you,”
he is telling you about himself, not you.

When someone says, “I hate you,”
she is telling you about herself, not you.

World views are self views—literally.

Adyashanti

همه چیز انرژیست



هر فکری ... انرژی است.
هر فکری ... مانند خودش را جذب می کند.
هر فکری ... دارای قدرت است.
هر فکری ... مهم است.
هر فکری ... مغناطیسی است.
هر فکری ... واقعی می شود.
هر فکری ... خلق می کند.
هر فکری ... به شما باز خواهد گشت.



پس ... مراقب افکارمون باشیم

سرنوشت و آزادی اراده

آزاد ی اراده و سرنوشت همیشه وجود دارند .

سرنوشت , نتیجه ی عمل گذشته است ,و مربوط به بدن است .
 بگذار بدن آن‌گونه که بر وفقش است عمل کند . چرا برای آن نگرانهستی ؟
چرا به آن توجه می‌کنی . مادامیکه بدن بقا دارد , آزاد ی اراده و سرنوشت تداوم
دارند . اما شناخت , هر دوی آن‌ها را فرادگرگون می‌کند . 
خویش , فراتر از شناخت و جهالت است . هر آنچه که اتفاق می‌افتد ,
به مثابه ی نتیجه ی اعمال گذشته ی فرد حادث می‌شود , (او) به 
خواست الهی و دیگر علت‌هااست .

تنها دو راه برای غلبه بر سرنوشت یا مستقلشدن از آن وجود دارد .
 یکی استعلام این استکه این سرنوشت برای چه کسی و کشف این
است که فقط نفس , اسیر سرنوشت است ونه خویش و اینکه نفس , عدم وجود است .

راه دیگر کشتن نفس با تسلیم کامل به خداوند ,با درک بیچارگی خود و همواره گفتن این است
که " نه خواست من بلکه اراده ی تو است " ورها کردن همه ی حس 'منیت ' و ' ملکیت ' و
اجازه دادن به خداوند در آنچه که او دوست دارد با تو شود است .
 چه تو زدودن نفس را بوسیله ی استعلام خویش یا تسلیم  بدست آوری ,
محو کامل او برای غلبه بر سرنوشت , ضروری است .

از کتاب : آموزه های شری رامانا ماهارشی

آموزش مدیتیشن

هنگامی که شما انرژی روشنایی خلق کنید، شما مردم یا موقعیت ها را جذب می کنید. با استفاده از انرژی قلبتان ومراقبه، شما سریعتر توسعه می یابید و پیشرفت می کنید. زیرا آنگاه با سرچشمه هماهنگ هستید، هوشیاری مرکزی کیهانی.

هرچیزی که شما را آرام و راحت می کند مراقبه است. بنابراین، این فقط نشستن در سکوت نیست، بلکه مطالعه کردن، نقاشی کردن، آواز خواندن، قدم زدن در طبیعت هم هست. هرچیزی که باعث پرتو افکندن امواج آلفا و دلتا توسط مغزتان بشود. 

بنابراین با به یاد داشتن اینها بیایید یک مراقبه ی کوتاه انجام دهیم تا انرژی تان را فعال و سیاره را از انرژی های زیان اور پاک کنیم.

پس راحت بنشینید. این مهم است که راحت باشید زیرا انرژی می تواند به آسانی جریان داشته باشد.

چشمانتان را ببندید تا چیزی حواس شما را پرت نکند. اکنون شروع به راحت کردن هر یک از قسمتهای بدنتان کنید. از صورت شروع کنید... پیشانی را شل کنید... گونه هایتان را شل کنید و دندانهایتان را به هم نزنید. گردن تان را راحت کنید... بازوهایتان... انگشتانتان... راحتی را در پاهایتان احساس کنید.


حالا سه نفس عمیق بکشید و با داخل کشیدن هر نفس، انرژی کیهانی که در اطرافتان است را به درون بدن خود بکشید. هنگامی که نفستان را بیرون می دهید، ببینید که این انرژی چگونه بدن شما را از انرژی های بدی که لازم ندارید، پاک می کند. همه ی انرژی های غیر ضروری را به بیرون بدمید و بگذارید ناپدید شوند. هر بار که این را انجام می دهید، شما نورانی و نورانی تر می شوید... به یاد داشته باشید... افکار، انرژی هستند. آنها از مرحله ی "آسترالی" شروع می کنند و روی بدن فیزیکیتان نیز اثر می گذارند.

بنابراین هربار که شما نفس به داخل و به بیرون می دهید، شما نورانی و نورانی تر می شوید. شما بدنتان را با یک روشنایی پاک و دوست داشتنی احساس می کنید. این روشنایی تابان سرچشمه است. هشیاری هستی. روشنایی دارد بزرگ و بزرگتر می شود... و شما توسط یک توپی از روشنایی برافروخته، پوشیده شده اید. صلح، دانش و عشق هستی را احساس کنید... به این نور اجازه دهید که شما را هماهنگ کند و التیام ببخشد... هرجایی که ضروریست.


ببینید که چگونه همه ی نقاط انرژی چاکرای شما هماهنگ و فعال می شود. همه ی آنها باهم مشترک می شوند و در قلب به هم می پیوندند. چگونگی گرم شدن و پرقدرت شدن قلبتان را احساس کنید. به خودتان بگویید:

من برای خرد و دانش آماده ام...

من برای عشق آماده ام...

هشیاری و خلاقیت من دائما در حال توسعه یافتن است...

من سالم هستم و از برنامه ریزی ها و انرژی های محدود کننده آزادم...

من از سیستم های باوری آزاد هستم و خودم مسئولیت زندگی ام را به عهده دارم...

خواسته ها و انگیزه های من با هستی هماهنگ است...

من مهربان و دلسوز هستم...

من عشق می بخشم و دریافت می کنم...

من زندگی ای پر از عشق دارم...

اکنون ببینید این توپ نورانی که شما هستید، آنقدر بزرگ شده که تمام سیاره را پوشش داده است. تمام این فرکانس در حال پاک کردن زمین از هر نوع انرژی منفیست. ببینید که چگونه همه ی انرژی های تاریک سوزانده می شوند و انرژی روشنایی آنها را پس می زند. در رده ی آسترالی ، این اتفاق واقعا در حال روی دادن است و این بر رده ی فیزیکی هم اثر شدید خواهد گذاشت.

شما می توانید این مراقبه را هرگاه که خواستید انجام دهید. این انرژی معنوی را در سیاره تقویت خواهد کرد. بنابراین همگی این فرصت را برای رشد و نمو کردن خواهند داشت. به یاد داشته باشید، همه چیز انرژی است و زمان در واقعیات بالاتر وجود ندارد. زمان فقط تصور کلی سه بعدی زمینی ماست. زمان و فضا قابل انعطاف است. عالمگیر فکر کنید. با عشق فکر کنید. عشق کلید است.


منبع  توسط آلایا