دل بی تو گم شد جانانان من کجایی؟
آغاز من تو بودی،پایان من کجایی؟
دربند کرده دنیا این بندگان خواهش
ای برگسسته این بند سلطان من کجایی؟
پیمان شکست هرکس،غیرازتوبست روزی
یاد آرعهد دیرین، پیمان من کجایی؟
بی دوستی چه سودی از زندگانی ما؟
بی سود ودوست ماندم رحمان من کجایی؟
درکفرخیز بیداد، با این همه سیاهی
شد خیره چشم جانم ایمان من کجایی؟
کــــتاب "باش" مهربد
ای دلبر ما، دل بر ما نیست دگر
ReplyDeleteتا تو جانانه شدی،جان برما نیست دگر
آتش طور چو بر دیده ی موسی بنشست
موسی و طور و عصا در نظرش نیست دگر
ماهی ها خیلی بامزه اند
ReplyDeleteیاد شعر حافظ افتادم:
ReplyDeleteای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم
گفتاغلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی
یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
ای عاشق شیدایی شیدات مبارک باذ
ReplyDeleteتو شور خراباتی رسوات مبارک باد
راستی وزن شعر رو از مولانا گرفتم
ReplyDeleteیه شعر داره با همین وزن داره