گفت انسان نه محض نان زیست کندکه به هر کلمه ی خدا
جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدنانکه اموخت مرا همچو شرر خندیدنگرچه من خودزعدم دلخوش و خندان زادمعشق آموخت مرا شکل دگر خندیدنمولانا
مس هستی ات چو موسی نه به کیمیاش زر شدچه غمست اگر چو قارون به جوال زر نداریبدرون توست مصری و تویی شکرستانشچه غم است اگر ز بیرون مدد شکر نداریمولانا
گفت انسان نه محض نان زیست کند
ReplyDeleteکه به هر کلمه ی خدا
گفت انسان نه محض نان زیست کند
ReplyDeleteکه به هر کلمه ی خدا
جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
ReplyDeleteانکه اموخت مرا همچو شرر خندیدن
گرچه من خودزعدم دلخوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن
مولانا
مس هستی ات چو موسی نه به کیمیاش زر شد
ReplyDeleteچه غمست اگر چو قارون به جوال زر نداری
بدرون توست مصری و تویی شکرستانش
چه غم است اگر ز بیرون مدد شکر نداری
مولانا