

ديروز يکشنبه بود و روز تئاتر
دو تا کار خوب ديديم . البته بامزه (!)اينکه داداش پشت درهاي بسته موند , با سامان و سميه.

"هديه جشن سالگرد"
{ ويژه بزرگسالان . با چاشني رقص و البته شکستن تابوي سکس ! }
قصه مردي است که با همسرش بسيار مدارا مي کند ولي همسرش هيچ درک متقابلي ندارد ،
در ضمن از شوپن و شطرنج هم متنفر است .
مرد مي گويد :
"سلام عزيزم ، دلم برات تنگ شده خيلي"
زن ساکت است
البته براي آقاياني که با معشوق خود مشکلي دارند ،موکداً توصيه ميشود
به خصوص اگر با هم ازدواج هم کرده باشند که نور علي نورِ
"يک شب ديگر هم بمان سيلویا "
عنوان نمايش تالار سايه که در مورد شاعر آمريکاي سيلويا پلاتِ .
بنظرم يه جورايي نويسنده دنبال دغدغه ي (شخصي )خودش در زندگي اين دختر "معصوم و سرکش " مي گَرده.
بازي فوق العاده مهسا مهجور در نقش سيلويا بسيار موثر بود. برغم نا هماهنگي هاي حرکات موزونِ (رقص) بازيگران و شعر و آهنگ هاي مختلف (فرانسوي ، اسپانيايي و انگليسي )طولاني شدن ديالوگ ها ,
تعليق و ابهامي که چيستا يثربي از آن بهره جسته بود (هر چند که تماشاچي در هضم آنها مشکل دارد!!!) خوب توانسته بود باقي نقاط ضعف را ,پوشش دهد .
No comments:
Post a Comment