به هراکـجا بجز این سرا ،سرایم

برنامه تنگه ساواشی بخاطر هشدار هواشناسی به آبشار سنگان تبدیل شد،واین دلیلی شد برای نیامدن بعضی ها.هرچند اصراربرای برگزاری برنامه از جانب من کاملاً شخصی بود!ونه دلیل خوبی برای دیگران!واصولاً خط تمایز من ودیگری از همین جا شکل گرفته
دو مسیر ،یکی از رود ودیگری از کوه به آبشار می رسید .تا حدی بکر بود مسیر رود،اگر آدمی رد پایی-زباله - ازخود به جانگذارد.هیجان کاشف بودن را حس می کنی وبه لذتی که کاشفان دنیا داشتند حسرت می خوری ،ولی آیا هنوز جایی هست برای کشف شدن ،هنوز جایی هست که پای جستجو گر آدمیان بدانجا نرسیده باشد؟...نمی دانم،ولی در مورد خودم ،بسیار باید سفر کنم ،نا دیده های بسیاری هست،حتی دوست دارم باز سری بزنم به هراکجای این دنیا،یا آن آسمان.ایستادن وماندن دیگر برای دلم خوب نیست،شاید آب ,شاید رود,شاید باد ,شاید گام های کوچکم بتوانند که یاری ام کنند.آری ماندن در اینجا از نفــرین هم بدتر است از دشنام وحتی از گـناه!وبرای همین گـون از نسیم می خواهد که سلامش را برساند به شکوفه ها ، به باران...که پای رفتن ندارد

خویشدارم ،خویش دار
ندایی می گوید : نیاسای ! برو،نمان اینجا
وخستـــگی دل
وامانـــدگی
شک – تردید
و ترس
و آرزوهای بلند
...

No comments:

Post a Comment